اندر خرابات‌
مهران افشارنادری ویژه ۱۳۹۴/۰۹/۳۰

اندر خرابات‌

به تازگی انتشار یک تک‌عکس از یکی از صحنه‌های پروژه‌ی عکاسی «خرابات» در اینستاگرام سبب ایجاد اختلافاتی میان تهمینه منزوی و فریبا پژوه شده است. در گفت‌و‌گو با آنها و افسانه عابدین وکیل پایه یک، به بررسی آن‌چه روی داده، می‌پردازیم.

آبان نود و چهار، تهمینه منزوی برای تکمیل پروژه‌ای جدید با عنوان «خرابات» که شامل عکس‌های صحنه‌آرایی‌شده است، به کابل سفر کرد و در این شهر مهمان فریبا پژوه روزنامه‌نگار بود. خانم پژوه به تازگی در صفحه اینستاگرام خود عکسی از این پروژه که توسط دوربین عکاسی خود ثبت کرده منتشر کرده است که موجب اعتراض خانم منزوی شد. به گفته‌ی تهمینه منزوی همراهی خانم پژوه ربطی به پروژه عکاسی «خرابات» نداشته است. تهمینه منزوی در خصوص نحوه همراهی خود با خانم پژوه می‌گوید: «این پروژه کاملا شخصی و با حمايت گالری راه ابريشم بوده و هيچ فرد دیگری سهمی در تصاوير نداشته است و در این شهر هر کدام از ما  پروژه شخصی خود را دنبال می‌کردیم. ایشان پروژه روزنامه‌نگاری و من پروژه عکاسی. گمان من در آن زمان این بود که حضور خانم پژوه در صحنه عکاسی تنها از سر لطف و همراهی بود. اما متاسفانه علی‌رغم تاکید من بر این نکته که مبادا عکسی از پروژه منتشر شود، ایشان عکسی را که بسیار به عکس نهایی پروژه من نزدیک است بدون اجازه و هماهنگی منتشر کرد.»

فریبا پژوه در خصوص صحبت‌های مطرح شده٬ می‌گوید: «به دنبال درخواست و تماس‌های مکرر همکار محترم، سرکار خانم منزوی، من به رغم اینکه قصد بازگشت به ایران را داشتم، به خاطر حضور ایشان و انجام کارهای مشترک، سفر خود را در شهر کابل  به مدت یک هفته تمدید کردم. من در تمامی مراحل این سفر به همکار محترم سرکار خانم تهمینه منزوی کمک کرده‌ام. از جمله پیداکردن بلیط برای سفر، معرفی ایشان برای گرفتن ویزای فوری، هزینه محل اقامت، تهیه مجوز عکاسی در قصر دارالامان شهر کابل که لوکیشن عکس مورد نظر است و حتی راننده و وسیله حمل و نقل ایشان و هنرمندان به واسطه من عملی شد. حتی ایشان در مورد سوژه هم گفتند که به دنبال دختر زیبای نوازنده‌ای برای عکاسی می‌گردند که انتخاب هنرمندهای مورد نظر هم به توصیه بنده توسط یکی از دوستانم در افغانستان، عملی شد.  به نظر من این ادعا که اسپانسر این عکس‌‌ها گالری راه ابریشم بوده غیر قابل قبول است.

ایشان یک نوبت دیگر هم در فروردین سال ۹۴ در شهر هرات مهمان من بوده‌اند. اگر ایشان به بنده انتقادی دارند، چرا برای بار دوم در تمامی مراحل سفر با من همراه شده‌اند. همچنین قرار ما بر این بود که پس از بازگشت از سفر دوم در جلساتی با هم بر روی عکس‌هایی که در این سفر گرفته شد و پروژه‌های دیگر کار و تبادل نظر کنیم. اما متاسفانه تمام تماس‌های من پس از سفر از سوی ایشان ریجکت شد و بدون پاسخ ماند. قابل ذکر است من با دوربین حرفه‌ای «سونی» در قصر دارالامان عکاسی کردم. اسناد آن‌چه گفته‌ شد نزد من محفوظ است.»

افسانه عابدین وکیل پایه یک، بدون اشاره به عکس‌های «خرابات» و آن‌چه مطرح شد، با فرض این شرط که مشخص شده باشد اجرای یک پروژه عکاسی صحنه‌آرایی شده متعلق به یک عکاس مشخص است و فردی از عوامل صحنه‌‌ عکسی از آن پروژه را منتشر کند، می‌گوید: «عکاسی استیجد یا عکاسی صحنه‌آرایی نوعی از عکاسی است که شخص با خلاقیت و ابتکار خود یک صحنه‌ای را می‌آفریند  و اثر  خلق می‌شود. دوربین عکاسی وسیله‌ای است برای ثبت این اثر. مستند به ماده یک قانون حمایت حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان سال ۴۸، به آن‌چه از راه هنر و یا ابتکار پدید می‌آید بدون در نظر گرفتن طریقه یا روش در بیان و ظهور، اثر اطلاق می‌شود. حال این اثر یک پدیدآورنده دارد. و این پدیدآورنده نسبت به اثر خود دارای حقوقی است. ماده ۲۳ بیان می‌دارد حقوق پدیدآورنده شامل حق انحصاری نشر، پخش، عرضه و اجرای اثر و حق بهره‌برداری مادی و معنوی از نام و اثر اوست. همچنین ماده ۵ در بند ۳ و ۴ به صراحت ثبت تصویری اثر یا پخش از هر وسیله‌ای را حقوق مادی پدیدآورنده می‌داند. بنابراین با توجه به مواد یادشده هرنوع استفاده و تصویربرداری از پروژه عکاسی نیازمند کسب اجازه از صاحب اثر است و چنان‌چه شخصی از صحنه خلق‌شده بدون اجازه تصویربرداری و اقدام به عرضه و نشر آن بدون ذکر نام خالق اثر نماید عمل وی نقض حقوق مادی و معنوی می‌باشد. بنابراين تصویربرداری، عرضه و نمایش اثر متعلق به دیگری بدون کسب اجازه از صاحب اثر به عموم نقض حقوق مادی بوده و مطابق ماده ۲۳، قابل تعقیب کیفری است. همچنین عرضه کار به عموم بدون ذکر نام پدیدآورنده و عنوان عکس نقص حقوق معنوی صاحب اثر است و طبق ماده ۲۵ قانون سال ۴۸ جرم تلقی می‌گردد.»

انجمن عکاسان ایران در آغاز به کار خود بنا داشت نهادی برای تمام عکاسان و رسیدگی به مسائل صنفی آنها باشد. اما به تدریج تبدیل به بنگاهی اقتصادی شد که تنها در جذب بودجه‌های دولتی و نه نحوه‌ی خرج آن موفق عمل کرد. (می‌توان نحوه‌ی برگزاری دوسالانه عکاسی را مثال زد.) هیات مدیره انجمن عکاسان ایران و افراد معتمد این هیات هر از چند گاه جلساتی را به صورت غیرشفاف برگزار می‌کنند. حاصل این جلسات انجمن، برگزاری نمایشگاه‌های سالانه بوده که کپی دست چندم نمایشگا‌ه‌هایی است که هر سال برگزار می‌شود. این‌طور به نظر می‌رسد که انجمن عکاسان  تنها  بر قانع‌کردن مدیران دولتی برای اختصاص بودجه به این انجمن و برگزاری نمایشگاه‌های تکراری تمرکز کرده و به کلی بررسی مسائل صنفی و تدوین قوانین حرفه‌ای و آموزش و ترویج این اصول حرفه‌ای را فراموش کرده است. انتظار می‌رود با به حاشیه‌رفتن وظیفه اصلی این انجمن و در فضای مبهم حرفه‌ای به کرات شاهد طرح چنین مسائلی باشیم.

بهرام که گور گرفتی همه عمری
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت
بالاخره چرخ روزگار چرخید. خدارو شاکرم که خیلی زود ماهیت درونی خانوم منزوی برای بسیاری از دوستان روشن شد و الان خیلی ها مثل من کاملن می دونن که صدای دهل این خانوم از دور خوش است. قبلن میرفتن خونه همسر مرحوم ، عکاس بزرگ ایران ، ظرف شستن و کارای خانه داری این خانوم انجام دادن که دل ایشونو به دست بیارن تا از نمایشگاهشون حمایت کنه (که البته کاملن موفق بودن و توانستن لقب همسر ایشون هم به خودشون اختصاص بدن)،جدیدن یاد گرفتن که این شکلی پروپاگاند راه بیاندازن. اما خوشبختانه نسل جدید عکاسی این داستانارو خوب بلده و گوشش از این شو بازی ها پره ومطمئن باشن که یه روزی باید رودر روی این نسل بایستن و پاسخ عملکرد خودشونو بدن. نسل امروز نسل پاچه خوار یا نوچه پروری نیست.(روی صحبتم مستقیم با خانوم منزوی میباشد)
مورد دوم: دوست عزیز مگه تو جامعه عکاسی تا به امروز کسی از کسی حمایت میکرد که الان انتظار همچین چیزی دارید؟؟ همه فقط به دنبال حرکت فردی بودن و دنبال این بودن که خودشونو توی یه تیم ( باند) وارد کنن واز جریانی که اونها راه می اندازن برای خودشون هویت بسازن. شما الان به درستی اسم انجمن عکاسان اوردین که اگر قرار باشه تشکلی مانند انجمن به طور کاملن انسانی و قانونی وارد عمل بشه مطمئنن قدم اول به اینجا میرسه که این خانوم صلاحیت حرفه ای اینو نداره که بخوان پروژه ای انجام بدن , خیلیا هستن که قطعن صلاحیت بهتری نسبت به ایشون دارن برای حمایت شدن از پروژه هاشون . ولی مگه انجمن کسیو جز خودش قبول داره. انجمن عکاسان ، خانه عکاسان قبول نداره ، خانه عکاسان تصویر سال قبول نداره ، تصویر سال جشنواره ای مثل شید و قبول نداره جشنواره شید جریان عکاسی مشهد قبول نداره جریان عکاسی مشهد جریان عکاسی تبریز قبول نداره و..... پس توی جامعه کوچک عکاسی که جمعیتش شاید به اندازه یه سمینار تخصصی پزشکی نمیرسه انتظار شما جای تامل داره. بیایم قبول کنیم که رنج ما رنج معصیت نیست.رنج توهم دایی جان ناپلئونیه.
ممنون
--
مهران افشار:
سلام. ممنون از توجه شما.
روی صحبت من نه خانه عکاسان که با سازوکار حوزه هنری شکل گرفته و نه جریان‌های خصوصی است . البته عملکرد آنها را هم باید نقد کرد اما انجمن عکاسان ایران است که در یک انتخابات سراسری شکل گرفت و متعلق به تمامی عکاسان است. انفعال انجمن عکاسان ایران از این بابت قابل توجه است که با امید عکاسان ایران شکل گرفته و بی‌خاصیت بودن آن نه تنها مانع پیشرفت صنف عکاسی است که همچنین باعث ناامیدی عکاسان به انجمن‌های عکاسی و تشکل‌هایی از این دست می‌شود. شاید امید تغییر در سیستم انجمن عکاسان که کسانی عضو آن هستند که هیات مدیره را قبول داشته باشند و همان‌ها هم به هیات مدیره رای می‌دهند بسیار خفیف باشد. اما یک رسانه عکاسی باید وظیفه‌ی ارکان عکاسی را یادآوری کند تا یک وضعیت معیوب تبدیل به یک اصل نشود.

مرتضی کاشانی

بهتر است اگر تيتري براي صحبت خود انتخاب ميكنيم طوري باشد كه با متن هماهنگ باشد
بهرام كه گورميگرفتي همه عمر ( نه عمري) ......... ميتواند براي متني انتخاب گردد كه در آن به مواردي نظير آنچه خود فرد در گذشته در قبال كساني انجام داده و اكنون برايش اتفاق افتاده اشاره شودكه در كامنت فوق هر چه دنبال چنين چيزي گشتم كه مثلا خود اين عكاس چنين كاري با كسي كرده والان براي خودش اتفاق افتاده نيافتم و فقط به ظرف شستن و ...اشاره شده بود كه متوجه نشدم ارتباط اين قضيه با آنچه براي اين عكاس رخ داده چيست مشخص است كه نگارنده اول تيتر خود را انتخاب كرده سپس هر چه كوشيده مورد مشابه اين اتفاق را براي عكاس مورد نظر پيدا كند موفق نشده پس با ذكر موارد شخصي و آنچه در جمع هاي خصوصي براي تخطئه يك شخص استفاده ميشود تلاش كرده متن را به تيتر مرتبط كند.

ميثم رادي

اگر این طنازیی که شما در آرایش جملات به کار بردید را در کارتان داشتید قطعن عکاسی ایران جایگاه ارزنده تری دارا بود.قرار بر این نیست که با بازی کلمات بخواهیم برای خودمون هویت مجازی درست کنیم. وقت آن رسیده که نسبت به رفتارهایی که از خودمون نشون می دیم صادق باشیم. اگه من امروز حقی از کسی بخورم قطعن در طول زمان باید پاسخگو باشم و گریزی نیست و نباید از این شکوه کنم که چرا با من این رفتار شده. دوست عزیز من هیچ تلاشی نکردم که مورد مشابه این اتفاق را برای عکاس مورد نظر پیدا کنم پس از این بابت خیالت راحت می توانی از جست و جو دست بکشی. به قول عزیزی برای اینکه عکاس خوبی باشی نیاز به این نیست که کار خاصی بکنی تنها کافیه آدم درستی باشی و با درون خودت صادق باشی.
هیچ کسی حق این را ندارد که جلودار این باشد که چرا کسی عکس گرفته است. و قرار بر این نیست که تبلیغات کار خودمون را با تخریب دیگری راه بیاندازیم اگر واقعن پروژه ی ایشون انقدر پایه ی سست دارد که با انتشار این عکس به خطر افتاده همون بهتر که در ابتدای حرکت باطل شود ویا اگر دیدگاه این عکاس انقدر بی اساس است که با انتشار این عکس به نابودی کشیده می شود همان بهتر که ازش عبور کنیم. مثل این میباشد که من عزیزی را به لوکیشن عکسبرداری خودم دعوت کنم و فقط به او بگویم یه گوشه بشین و الطافت را شامل حال ما قرار بده کاملن واضح است که اگر دوست عزیز مثلن نقاش باشد یا فیلمساز ناخودآگاه تحت تاثیر اتمسفری که درونش حضور دارد قرار می گیرد و ممکن است با ابزاری که دراختیار دارد به ثبت احساس خود دست بزند..... تا صبح هم اگر بخواهید میتوانیم از این دست بازی ها با کلمات داشته باشیم . پس بهتر ین روش برای تبلیغات کارمون همان ارائه کار است نه بالا پایین کردن شخصیت دیگری.
پیوست: ظرف شستن خاطره ی مشترکیست که جمعی از دوستان در جریان آن هستند و من به طور واضح گفتم که روی صحبتم با خانوم منزویست پس قطعن کسی از شما در مورد ارتباط این قضیه با متن سوالی نخواهد پرسید خیالتان هم از این بابت راحت باشد مگر...

مرتضی کاشانی

مهران افشار عزیز سلام
فرمایش شما کاملن درست است
کوتاه و مختصر می گویم
به نظر من نمی شود وقتی داریم از عکاسی صحبت می کنیم ، بیاییم چشمانمان را به روی جریانی ببندیم چه با ساز و کار دولتی باشد چه جریان خصوصی. زمانی می توانیم اینگونه بگوییم که خود انجمن جریان مستقل فکری خود را دنبال کند نه اینکه خود را چرخه رقابت با دیگری بیاندازد.
--
سلام
بله همان‌طور که در جواب به کامنت قبلی شما نوشتم موافقم که همه اجزای جامعه عکاسی به جای خود باید نقد شوند، چه دولتی چه خصوصی. به انجمن عکاسان هم چه جریان مستقل فکری داشته باشد و چه نداشته باشد باید نقد کرد تا شاید برسیم به روزی که شان انجمن از طرف مجریان آن رعایت شود. زمانی‌که مشکلی در جامعه عکاسی ایجاد می‌شود روزهای نخست شکل‌گیری انجمن عکاسان تداعی می‌شود . در آن روزها قرار بود انجمن فرهنگ‌ساز باشد، به مسائل عکاسان رسیدگی کند و به قانون‌مند شدن جامعه عکاسی کمک کند. این انتظارات به این شکل فراگیر متوجه هیچ بخش خصوصی یا دولتی عکاسی نبوده است مگر انجمن عکاسان ایران.

مرتضی کاشانی

مهران افشار عزیز سلام
کاملن با فرمایشاتت موافقم
کوتاه و مختصر می گویم
به نظرم زمانی که داریم از جریان عکاسی صحبت می کنیم نباید جریانی را حذف بکنیم چه جریان دولتی باشد چه خصوصی . زمانی می توانیم اینگونه به انجمن نقد وارد کنیم که جریان مستقل فکری داشته باشد نه اینکه خود،در رقابت با دیگر جریانات باشد.

مرتضی کاشانی

جناب مرتضی کاشانی واقعا برای شما متاسف هستم بابت نوشتن این نظر
واقعا به کسی چه ارتباطی داره که ایشون خانه خانم فلانی رفته و فلان کار رو کرده ؟ در ثانی اصلا بگوییم حرف شما درست و ایشان همین عمل را به همین گونه که ذکر کردید انجام داده است. باز به دیگران چه ارتباطی داره و به عمل عکاسی و هنر عکاسی چه ربطی داره ؟


سعید فداییان

سعید فداییان عزیز شما خودتان استاد عکاسی هستید و هزار ماشا الله ورک شاپ های بسیاری در جای جای این مرز پهناور برگزار کردید و شاگردان بسیاری را روانه جامعه کردید.
استاد، ما داریم از هنر عکاسی صحبت می کنیم نه صنعت عکاسی. در هنر نمی شود ذات انسان و درون آدمی را از اثر خلق شده جدا دانست. اثر خلق شده درون پدید آورنده را نشان می دهد و درون آدمی حاصل طریق زندگی و منش و کردار اوست و این ها را نمی شود از همدیگر جدا دانست . بهتر است بجای آنکه برای دیگری متاسف باشیم برای خودمان ابراز تاسف کنیم که به جهل مرکب دچار شده ایم.

مرتضی کاشانی

جناب مرتضی کاشانی

سلام علیکم !

برای شما آرزوی موفقیت و سلامتی روز افزون دارم

سعید فداییان

این که خانم پژوه از لوکیشن خانم منزوی استفاده کرده بدون اجازه غیر اخلاقی بنظر میرسه. و اینکه خانم منزوی بعد از کمک های خانم پژوه این همه جنجال ایجاد کرده غیر اخلاقی تر. از طرفی بعید میدونم پخش شدن این عکس منجر به لو رفتن مجموعه و ضرر های غیر قابل جبران برای خانم منزوی باشه. نهایتا قرار است افرادی از نمایشگاه بازدید کنند که همیشه باز دید میکنند. خارج از این مسئله یکی هم باید افشین پرورش دریابه که سوژه جدیدی برای خودنمایی پیدا کرده.

بابک

بابک جان سپاس گذارم از لطفت.
می خواهی اسم این را خودنمایی بزار یا چیز دیگر این دیگر به جهان بینی شما بستگی دارد. در ابتدا عنوان کردم که دیگر گوشمان از این حرف ها پر است و حاظر نیستیم که چشمانمان را در برابر اتفاقات پیرامون بسته نگاه داریم اینگونه شاید بتوانیم با خودمان صادقانه رفتار کنیم.

مرتضی کاشانی

خانم پژوه به بي اخلاقي در كارش مطرح شده ، از كاري كه با خانم مزروعي كرده هم مشخصه ، خانم منزوي كار درست و اخلاقي كرده كه جلو اين كار فساد رو گرفته، بايد شكايت كرد.

علي بازدار

با توجه به كامنت ها متاسفانه مشخصه كه ايران فاصله خيلی زيادي با كپي رايت احترام و رعايت اين مقوله داره ، جايي كه شخصي با خودش با اين رشته در ارتباطه و نظراتي اين چنين عاميانه مبتدي و غير اخلاقي و سطحي مطرح مي كنه نشان دهنده عدم سواد هنري است ، اين عمل در كشورهاي ديگه به راحتي قابل پيگيري هست ، بهتره كني دراين زمينه مطالعه كنيد واز ابراز نظر هاي احساسي دست بكشيد و به جاي اون اين وقت رو صرف سواد كنيد

محفوظ

محفوظ عزیز ، زمانی می توانیم از سواد صحبت کنیم که در چنته چیزی داشته باشیم نه سوادی که به ترجمه و تالیف کتاب های نویسندگان دیگر بسنده کرده. اگر واقعن آدم های با سوادی مثل شما در عکاسی حضور دارند پس چرا اوضاع عکاسی امروز این است . چرا برای مطرح شدن کارهای دیگران به سواد آن ها رجوع نمی شود و فقط به روابط باند بازی و نوچه پروری بسنده می شود. مثل تمام زمینه های دیگر فقط به این نگاه می کنیم که دنیا دارد چکار می کند ما هم همان کار را تکرار بکنیم. دنیا برای رسیدن به این نقطه ای که الان حضور دارند پیش زمینه های فکری دیگری در خود بوجود آوردند و آن ها را رشد دادند و نتیجه اش می شود این که الان می بینیم. بهتر است سواد را بازیچه کلمات قرار ندهیم.

مرتضی کاشانی

برای تبدیل شدن به یک برند ، حاشیه داشتن نیز لازم و ضروری است.
به سان خیلی از عکاسان و پروژه های دیگر، این حرف ها و صحبت ها، چه به نفع و چه زد ، تنها به بزرگ نشون دادن پروژه ختم خواهد شد.

photo

سلام

لطفاً پیگیری و اطلاع رسانی کنید تا نهایتاً بدانیم چه شد!

حیران!