جوابیهی تیم «Everyday Iran»
پیرو مصاحبهی منتشرشده در وبسایت «عکسخانه» با آقای رامین طلایی به تاریخِ 3 خرداد 1395، دربارهی پروژهی «اوریدی ایران» و حواشی مطرحشده:
پروژهی «اوریدی ایران»، پروژهای الهامگرفته از «اوریدی افریکا»، به عنوان چهارمین پروژهی اوریدی در دنیا بعد از افریکا، آسیا و میدلایست با ایدهی اولیهی آقایان «علی کاوه» و «علی تاجیک» و ادیتوری خانم «خاطره کردکریمی» و با نام کاربریِ everyday_iran در اینستاگرام، نام کاربریِ everydayiran در فیسبوک، نام کاربریِ everydayiran در توئیتر و دامنهی everydayiran.com فعالیت خود را در تاریخ ۲۹ مارچ ۲۰۱۴ با بازنشرِ عکسی از آقای «محمد تاجیک» بر روی حساب کاربریِ اینستاگرام خود آغاز به کار کرد.
ایدهی «اوریدی ایران» سه تفاوت عمده با ایدهی اصلیِ دیگر پروژههای اوریدی داشت: اول اینکه برای اولین بار مرزهای یک کشور سوژهی این پروژه شده بود، دوم اینکه به جای داشتن فهرستی از عکاسان همکار (Contributer)، از تمامی کسانی که در ایران کار و زندگی میکنند دعوت شد عکسهای خود را با هشتگ «اوریدی ایران»، #everydayiran، برای پروژه ارسال کنند و سوم اینکه مقرر شد هیچگاه عکسی از اعضای پروژه بازنشر نشود. به همین دلیل با پیوستن آقایان «محمد تاجیک» و «حسین فاطمی» به عنوان اعضای چهارم و پنجم به پروژه، عکسهای این دوستان از صفحاتِ «اوریدی ایران» حذف شد.
ساختار پروژه از همان ابتدای امر براساس تصمیمگیری و مدیریت گروهی شکل گرفت، به این معنی که هر یک از اعضای پروژه صاحب یک رای شدند و تمامی تصمیمات با نظر و رایگیری در جمع انجام میشد؛ حال چه در انتخاب عکس و چه در تصمیمگیریهای مربوط به دیگر مسائل پروژه. جدولِ فعالیت درونسازمانیِ پروژهی «اوریدی ایران» بر اساس جدول موسسات غیرانتفاعی (Non-Profit) است و فعالیت این گروه هیچگاه با هدفِ سودآوری و درآمدزایی نبوده است.
لازم به ذکر است که پروژههای غیرانتفاعیِ بسیاری در «لینکدین» عضویت دارند؛ از جملهی آنها میتوان به «وُرلدپرس فتو» اشاره کرده که از این شبکهی اجتماعی برای استخدام، پیدا کردن داوطلب و کارِ گروهی (Networking) استفاده میکند. عضویت در این وبسایت به هیچ عنوان به معنای فعالیتهای کاسبکارانه نیست.
در تاریخ ۵ مِی ۲۰۱۴، پنج هفته بعد از راهاندازی پروژه، با پیشنهاد آقای «حسین فاطمی» و با رای مثبت همهی اعضا در ایمیلی رسمی از آقای «رامین طلایی» دعوت شد که به دلیل داشتنِ صفحهای با نام کاربری everydayiran (بدون آندرلاین) در اینستاگرام -که پیشتر هیچ عکسی در آن منتشر نشده بود- و با آزاد کردن آن نام کاربری، بدل به عضو ششم و یکی از موسسان پروژه (Co-founder) شوند. با موافقت ایشان آن حساب کاربری آزاد و نام پروژهی «اوریدی ایران» در صفحهی اینستاگرام از everyday_iran به everydayiran تغییر کرد.
پس از آغاز همکاری، ایشان مانند بقیهی اعضا صاحب یک رای شدند و از آن به بعد هم به روال گذشته، تمام تصمیات با رایگیریِ گروهی انجام میشد. در پروژهی «اوریدی ایران» از ابتدا مفهومی به نام «حق وِتو» برای هیچ یک از اعضا وجود نداشته و مِنبعد هم وجود نخواهد داشت. ایشان تا پیش از قطع همکاری، به عنوان «یکی» از پنج نفر گزینشگر عکس پروژه مشغول به فعالیت بودند.
آقای «رامین طلایی» به تازگی مصاحبهای را دربارهی حذف ناخواستهشان از پروژه انجام دادهاند. محتوای اين گفتگو صرفاً بر روى يك مسئلهی ظريف اخلاقى پيش ميرود – كه البته مسئلهاى داخلى است نه عمومى و ارتباطی با عملکردِ صفحه ندارد.
همانطور که در آدرس رسمی وبسایت پروژه ( everydayiran.com/team ) و در عکسی که در مصاحبهی مذکور منتشر شده مشاهده میشود، ایشان از پروژه حذف نشدهاند و هیچگاه هم نخواهند شد. پروژهی «اوریدی ایران» همیشه ایشان را به عنوان «یکی» از موسسان خود به رسمیت میشناسد و به حق طبیعیِ ایشان در این رابطه احترام میگذارد. حق رای آقای طلایی و سطح دسترسیِ ایشان به پروژه با نظر و رای همهی اعضای گروه به صورت موقت ملغی شده است که در ادامه به دلایل این تصمیمِ جمعی می پردازیم.
ایمیل پروژهی «اوریدی ایران» در ابتدا everydayiran@gmail.com بود و بعدها به info@everydayiran.com تغییر کرد. از همان ابتدا از تمامی اعضا خواسته شد که برای مکاتبات مربوط به پروژه تنها از این ایمیل استفاده کنند تا همهی اعضا در جریانِ رخدادها، دعوتها و مسائل مرتبط با کارِ گروه باشند.
اختلاف پروژهی «اوریدی ایران» با آقای «رامین طلایی» از آن جا شروع شد که ایشان برای مکاتبات مربوط به پروژه از ایمیل شخصی خود استفاده میکردند و دیگران را از محتوای این مکاتبات آگاه نمیکردند. از جملهی این پنهانکاریها میتوان به این موارد اشاره کرد: مصاحبهی بدون اطلاعِ ایشان با مجلهی «تایم» و مطرح کردنِ نام خود به عنوان «مدیر پروژه»، قبول داوری گرنتِ «گتی ایمجز» -که به پروژهی «اوریدی ایران» پیشنهاد شده بود نه شخص ایشان-، برگزاری جلساتی با اعضای دیگر پروژههای اوریدی در نیویورک و بیاطلاع گذاشتن سایر اعضای «اوریدی ایران» از دلایل برگزاری و نتایج این گفتوگوها، و نامیدن خود با عنوان مؤسس (Founder) - که بعدتر با اعتراضِ سایر اعضا به عنوان (Co-Founder) تغییر داده شد. این اختلافات زمانی به اوج خود رسید که ایشان از آقای «علی کاوه» خواستند که آقای «حسین فاطمی» را به دلیل برخی اختلاف شخصی از پروژه حذف کنند. آقای کاوه اختلافات شخصی را دلیلِ موجهی بر اخراج اعضا ندانستند و از ایشان درخواست کردند که این موضوع را در جلسهای جمعی مطرح کنند و دلایلشان را بیان دارند تا در نهایت به صورت گروهی در این باره تصمیمگیری شود.
از همان آغاز به کار پروژهی «اوریدی ایران» رمزهای ورود به امانت نزد ادیتور پروژه، خانم «کردکریمی»، سپرده شد. ایشان مسئول نوشتن توضیحات عکسها و بارگذاریِ آنها در صفحاتِ پروژه هستند.
در تاریخ ۲۶ جولای 2015 ایمیلی به آدرس پروژهی «اوریدی ایران» ارسال شد که در رابطه با تغییر ایمیل اصلیِ پروژه اخطار میداد. ادیتور پروژه آقای «علی کاوه» را در جریان این اخطار قرار داد و ایشان به ظن هک شدن ایمیل اصلی، با استفاده از لینک کمکی که اینستاگرام به ایمیل بکآپ فرستاده بود، به سرعت اکانت پروژه را امن (Secure) و رمز ورود را عوض کردند.
لازم به توضیح است که وقتی در اینستاگرام حسابی کاربری ساخته میشود، از سازنده خواسته میشود آدرس ایمیلی را به عنوان پشتیبان (Back-Up) اضافه کند تا اگر رمز عبور فراموش شد یا حساب کابری احیاناً هک شد، بشود با کمکِ این ایمیل حساب را بازیابی کرد. بدیهی است که دارنده ی ایمیل بکآپ صاحب حساب کاربری اینستاگرام شناخته میشود. پروژهی «اوریدی ایران» نیز همانطور که پیشتر اشاره شد، اولین بار توسط آقای «علی کاوه» و با آدرس جیمیل everydayiran@gmail.com در اینستاگرام ثبت شده بود.
در همان روز (۲۶ جولای) آقای «حسین فاطمی» ایمیلی از آقای «رامین طلایی» دریافت کرد که آقای طلایی ضمن آن، ایشان را از پروژه حذف کرده بود.
ادیتور پروژه به آقای «علی کاوه» اطلاع میدهد که آقای «رامین طلایی» در همان روز با عنوانِ اینکه قصد آنالیزِ دادههای آماری صفحات را دارند، رمز عبور را از ایشان گرفته است.
در نهایت مشخص میشود که آقای طلایی در زمانی که ایمیلی مبنی بر اخراج آقای «حسین فاطمی» به ایشان ارسال کرده، تلاش کرده است تا با آدرس جعلی everyday.iran@yahoo.com ایمیل بکآپ پروژه و متعاقبِ آن رمز عبور صفحات را تغییر دهد که موفق نمیشود. پس از آنکه آقای «علی کاوه» از ایشان میپرسند که علت تلاش برای تغییر ایمیل بکآپ پروژه را توضیح دهند، ایشان به شکلی غیرمنطقی درخواست رمز تازه میکنند و مدعی میشوند که قصدشان از تغییر ایمیل بکآپ، curation بوده که به وضوح بیمعنیست. (مستندات کاملِ این گفتوگوها موجود و قابل ارائه است.)
این دو موضوع یعنی «ارسال ایمیلی خودسرانه مبنی بر اخراج آقای حسین فاطمی» و «تلاش برای تغییر ایمیل بکآپِ پروژه» باعث نگرانی آقای «علی کاوه» و اطلاع مسئله به دیگر اعضای گروه شد. تمامی اعضا به اتفاق، از طریق ایمیلی رسمی که ادیتور پروژه در تاریخ ۳۰ جولای ۲۰۱۵ به آقای طلایی ارسال کرد، از ایشان دعوت کردند تا دربارهی اتفاقات و علت رفتارشان توضیح دهند. ایشان در جواب موجودیت کل گروه «اوریدی ایران» را زیر سوال بردند و ادعا کردند «اصلاً چیزی به عنوان تیم مدیریت پروژهی اوریدی ایران وجود ندارد و اینها تصورات ذهنساختهی مسخرهی علی کاوه است.» آن را «جوک» خطاب و دیگر اعضا را به «بیاخلاقی» متهم کردند.
بعد از این ادعا، ایشان عنوان خود را در اینستاگرام از «یکی» از مؤسسان (Co-Founder) به مؤسس (Founder) تغییر دادند، این درحالیست که ایشان تا پیش از کشمکشهای مطرح شده خودشان را Co-Founder معرفی میکردند.
تلاشهای آقای «علی کاوه» برای صحبت مجدد با آقای طلایی با توهینهای مکرر از جانب ایشان مواجه شد و به نتیجهای نرسید. (مستندات کاملِ این گفتوگوها موجود و قابل ارائه است.)
در نهایت دیگر اعضای گروه «اوریدی ایران» در جلسهای مشترک توافق کردند که سطح دسترسیِ آقای طلایی به صفحاتِ مربوط به پروژه و حق رای ایشان به دلایل زیر ملغی شود:
۱. به رسمیت نشناختن مدیریت گروهی و به رسمیت نشناختن حق رای اعضای دیگر
۲. تلاش برای تغییر ایمیل بکآپ و رمز عبور پروژه
۳. تصمیمات خودسرانه
۴. استفاده از ایمیل شخصی و پنهانکاری در رابطه با مصاحبهها، پیشنهادات داوری و غیره
۵. توهین مکرر به تمامی اعضای پروژه و دزد و کلاهبردار خواندن آنها
۶. ادعای دروغین در رابطه با تاسیس و مدیریت پروژه
۷. سواستفاده از پروژه برای ارائهی شخصی خود در جمعهای مختلف عکاسی
بعد از این جلسه مقرر شد که در پُستی مجزا در صفحهی اینستاگرامِ «اوریدی ایران» به صورت عمومی ملغی شدنِ ایشان از پروژه اعلام شود تا جلوی سوءاستفادههای احتمالی ایشان از نام پروژه گرفته شود. پس از آن به رای و مشورت تمامی اعضا، آقای «عباس حاجی محمدی» به عنوان یکی از گزینشگران عکس به پروژه اضافه شدند. تنها کسی که به مسئلهی ملغی شدن آقای طلایی اعتراض کرد آقای «پیتر دیکمپو»، یک از دو مؤسس پروژهی «اوریدی افریکا» بود، نه به گفتهی آقای طلایی، خانم «نیوشا توکلیان.»
پروژهی «اوریدی ایران» خانم توکلیان را هنرمندی بزرگ میداند و همیشه از پیشنهادات و نظرات ایشان در رابطه با عملکرد پروژه استقبال میکند.
وقتی آقای «علی کاوه» دلیل اعتراض آقای دیکمپو را از ایشان پرسید، ایشان پاسخ دادند:
«شما شخصی رو که پروژهای به این زیبای و خوبی راه انداخته و شما را بهش دعوت کرده اخراج میکنید؟»
ناگفته پیداست که این سوءتفاهم هم به این دلیل روی داده که آقای «رامین طلایی» در جلسات حضوری با آقای «دیکمپو» خودش را به عنوان مؤسس و مدیر پروژه معرفی کرده است. آقای «علی کاوه» در نامهای مفصل تمامی مستندات و گزارشهای پروژه را برای ایشان ارسال کرد و آقای دیکمپو در پاسخ از قضاوت عجولانهی خود در این رابطه عذرخواهی کرد و گفت:«نباید بدون اطلاع از مسائل آن اعتراض را میکرده و آن کامنت را میگذاشته است.» (مستندات کاملِ این گفتوگوها موجود و قابل ارائه است.)
و اما توضیحی کوتاه دربارهی پروژهی Everyday Everywhere. «اوریدی اوریور» به تصمیم مؤسسان دیگر پروژههای اوریدی از جمله «اوریدی ایران» با هدف انتشار گلچینی از تمام پروژههای اوریدی آغاز به کار کرد. مدیریت و تصمیمگیری پیرامون این پروژه بر عهدهی نمایندگانی از پروژههای اوریدی است. از ایران آقای «علی کاوه» از سوی پروژهی «اوریدی ایران» و آقای «محمدرضا آخوندی» از سوی پروژهی «اوریدی یزد» با «اوریدی اوریور» در ارتباطاند و همکاری میکنند. همچنین خاطر نشان میشود آقای طلایی از طرف هیچ کدام از پروژههای اوریدی رابطهی کاری و حرفهای با پروژهی «اوریدی اوریور» ندارد.
در انتها لازم است اشاره شود که نمايشگاه منتخب برخی از پروژههای اوریدی ایران که از تاریخ 31 اردیبهشت تا 10 خرداد در گالری راه ابریشم 2 واقع در بلوار کشاورز برگزار میشود، با رضايت كامل عكاسان و تحت قوانين گالریهای رسمی ايران سازماندهی شده و هيچ عكسی بدون رضايت و بدونِ ارسال فايل از طريق عكاس به نمايشگاه راه پيدا نكرده است.
متاسفاته آقای طلایی پس از آنکه نتوانستند در هیچ محفل رسمی و غیررسمی ادعاهای خود را ثابت کنند، شروع به مشکلتراشی بر سر راه پروژه به طرق دیگر کردند که گروه مدیریتی اوریدی ایران آنها را مربوط به مسائل داخلی میداند و قصد علنی کردنشان را ندارد. علیرغم تمام رفتارهای نادرست و بدونِ توجیه آقای طلایی، نام ایشان همواره به عنوان یکی از مؤسسین پروژهی «اوریدی ایران» محفوظ و درِ گفت وگو با ایشان همواره باز است.
در نهایت اما علتِ دو مسئله برای ما مجهول باقی میماند:
۱.چرا بعد از گذشتِ قریب به یک سال از شروع کشمکشها میان پروژهی «اوریدی ایران» و آقای «رامین طلایی» همزمان با برگزاری اولین نمایشگاه گروهی این پروژه در ایران مصاحبهای برای بازگو کردنِ ادعاهای ایشان منتشر میشود؟
۲. دلیل مطرح شدنِ اختلافات شخصی آقای طلایی با عضوی از اعضای پروژه و جزئیات مربوط به پروژهای کاملاً مجزا از «اوریدی ایران» در مصاحبهای با عنوانی منحصر به پروژهی «اوریدی ایران» چیست؟
تیم مدیریتی گروه «اوریدی ایران»:
علی کاوه، محمد تاجیک، حسین فاطمی، علی تاجیک، عباس حاجیمحمدی و خاطره کردکریمی
جالب بود
فرهاداقايون من سال ٢٠١٣ تو فكر اين بودم كه اوري دي ايران رو راه بندازم ، ميشه اكانت اوردي ايران رو بديد بهم من ميخوام راهش بندازم به هر حال من تو فكرم بوده
يا حداقل با تيم من مشاركت كنيد
ميشه ؟؟
چقدر تناقض داره حرفا
مهسا افريدهمخصوصا تو اين بيانيه در اول ميگيد اكانت رو اقاي طلايي تو اينستاگرام ثبت كرده بودند بعد پايين تر ميگيد اولين بار علي كاوه اكانت و اي دي بك اپ رو ثبت كرده
اخر كي ثبت كرده اي مهم است
حالا شما كلي دعواهاي خاله زنكي خودتون رو بياريد وسط مشكل حل نميشه بيشترهم ميشه
ولي كسي كه اكانت رو ثبت كرده مهم است ، شما و من خيلي تو ذهنمون ايده داريم ولي صاحبش نيستيم كه درسته ؟؟؟
چیزی بیشتر از این انتظار نمی رفت. برای مواجهه شدن با واقعیت خودمون نیازمند شجاعت هستیم که متاسفانه اعضای این گروه نتوانستن شهامت لازم را برای مواجه شدن با مشکلات خودشون پیدا کنن. در نهایت
مرتضی کاشتباه کردن. با خنده دار ترین شیوه ممکن پاسخ دادن.
۷. سواستفاده از پروژه برای ارائهی شخصی خود در جمعهای مختلف عکاسی؟ یعنی شما دارید میگید جناب طلایی تا قبل از اینکه با شما آشنا بشه صرفن یه علاقه مند به عکاسی بوده و دیگر هیچ. توی این تیم مدیریتی که معرفی کردید تنها کسی که سی وی معتبری داره ایشون هستن.
یا مثلن مورد طنز دیگه ای که عنوان شد :۲. دلیل مطرح شدنِ اختلافات شخصی آقای طلایی با عضوی از اعضای پروژه و جزئیات مربوط به پروژهای کاملاً مجزا از «اوریدی ایران» در مصاحبهای با عنوانی منحصر به پروژهی «اوریدی ایران» چیست؟ واقعن خودتون روتون میشه اینو بگید؟
مورد خنده دار دیگه: پروژهی «اوریدی ایران» خانم توکلیان را هنرمندی بزرگ میداند و همیشه از پیشنهادات و نظرات ایشان در رابطه با عملکرد پروژه استقبال میکند. دوست دارم از اعضای اوری دی ایران بپرسم که نظر خودشون راجع به این گفشون چیه؟ خودشون باورشون میشه. همه اینو میدونیم که حسین فاطمی و بچه هاش پشت سر این خانوم چه حرفا که نزدن و چه رفتارهایی که نشون ندادن.
تمام اعتبار یک رسانه به صداقت اعضای تشکیل دهنده ی اون رسانه بر می گرده نه اینکه صرفن برای عبور از بحران با دروغ گفتن به شعور مخاطب توهین بکنیم.
باشد که همگی رستگار شویم.
می گن نرود میخ آهنین در سنگ! حالا هر چقدر هم توضیح داده بشه همیشه کسانی هستند که ایرادهای بنی اسرائیلی بگیرن.
رضاموفق باشید و از این به بعد بی حاشیه.
رضا عزیز، ایراد از جنس بنی اسرائیل باشد یا قوم دیگری مهم اینه که وقتی می خوایم کاری انجام بدیم جنم و جربزه ی انجام تمام مسائل اون کارو بر عهده داشته باشیم اون موقع تازه می تونیم خودمونو نسبت به کاری که انجام می دیم مسئول بدونیم.
مرتضی کصداقت تو این مسئله می تونست به این گروه خیلی کمک کنه اما اونا با دروغ گفتن، خودشونو پشت مستندات خنده داری که ارائه دادن قایم کردن.
خوب این حرفا که ما این کارو کردیم اون کارو نکردیم که نشد حرف مدرک هم که ندادید این تصاویر هم که پیوست کردید که مدرک نیست
مرضیه رسو..مثلا چارت سازمانی یا صفحه رامین طلایی و چیزای دیگر
لطفا مدرک بدید
در خصوص رامین هم به نظر میرسه شما ایشون رو نمیشناسید به هر حال اقای طلایی رو همه عکاسان بزرگ جهان و نشریات میشناسند
و دراخر به نظر میرسه خیلی دارید داستان رو بزرگ می کنید و تیم و ..... یه پیج دارید با صد هزار فالور که الان افرادی بدون نام حتی یک کارگر روز مزد در بازار تهران ۱۶۰ هزار تا فالور دراه و یا کاظم اقای ابدارچی که ۹۰ هزار تا فالور دراه
به نظر میاد تیم این پیج دچار توهم خود بزرگی شده
متوجه منظور شما از استفاده از کلماتی مثل دروغ و صداقت نمی شم. یک ایده به ذهن دو نفر رسیده. یکی زودتر دست به کار شده و بعد در کمال فروتنی طرف دیگر رو هم به همکاری دعوت کرده. مشکلاتی پیش آمده و این همکاری به هم خورده. قضیه انقدرها که شما فکر می کنی سخت نیست.
رضاهر دعوا و مشاجره ای از عمل و عکس العمل دو طرف درست میشه، حرف های دو طرف مشکل داره و هر کدوم میخان به هر نحوی که شده خودشون رو صاحب حق نشون بدن و سهم بیشتری داشته باشن، در حالی که هر دو ادعا دارن که هیچ منفعتی از صفحه اوری دی ایران نصیبشون نمیشه، یادمون نره که این مدارک و حرف ها و مصاحبه و جوابیه چون تو هیچ محکمه ای قابل پسند نبوده که به این شکل علنی در اومده و هر قدر بیشتر بهش توجه کنیم بازار اوری دی پسند ها گرم تر میشه و شهرت بیشتری برای دو طرف به ارمغان میاره، نمیشه رزومه افراد رو قیاس کرد، هر کدوم به نحوی زحمت یه پروژه ظاهراً بی منفعت رو کشیدند، هر کدوم در فضای عکاسی چه در ایران و چه در سطح بین المللی کار هایی کردند که قضاوت در مورد اون از عهده کامنت نویس های متعصب خارج شده. پس بهتره از دید دیگه ای به قضیه نگاه کنیم.
سیادمون باشه حتی مخالف های حسین فاطمی، علی کاوه و اوری دی ایران که اینجا کامنت میذارن، همه تجربه عکاسی روزمره و هشتگ زدن هزار صفحه داخلی و خارجی رو دارن بعضیا هم صفحه های مشابه درست کردن و سعی کردند سهمی تو بازار چند روزه گرم عکاسان اینستگرامی داشته باشند.
سرضای عزیز ، گویی شما دارید از مسابقه ی دو میدانی صحبت میکنید و کسی که زودتر برسه برنده مسابقه خواهد بود. صداقت یعنی اینکه اوری دی ایران یادش نره که اگر آی دی را با آندرلاین داشت چگونه می خواست خودش را در دل دیگر اوری دی ها جا بیاندازد. صداقت یعنی بچه های حسین فاطمی یادشون نره که اگه رامین طلایی حضور نداشت اونها نمی تونستن حالا حالاها خودشونو تو بخش بین الملل معرفی کنن. صداقت یعنی اینکه یادشون نره که پروژه ی IRD و اوری دی ایران جدای از هم نیستن و 4 نفر از 5نفر اعضای گروه توی پروژه ی IRD فعالیت دارن. صداقت یعنی اگه می خوای برای خودت هویت درست کنی از دیوار دیگران نباید بری بالا اگه رفتی با شجاعت عذرخواهی کنی و سرتو بندازی پایین به زندگیت ادامه بدی و تلاش کنی که دیگه اشنباه نکنی.
مرتضی کرضای عزیز ، گویی شما دارید از مسابقه ی دو میدانی صحبت میکنید و کسی که زودتر برسه برنده مسابقه خواهد بود. صداقت یعنی اینکه اوری دی ایران یادش نره که اگر آی دی را با آندرلاین داشت چگونه می خواست خودش را در دل دیگر اوری دی ها جا بیاندازد. صداقت یعنی بچه های حسین فاطمی یادشون نره که اگه رامین طلایی حضور نداشت اونها نمی تونستن حالا حالاها خودشونو تو بخش بین الملل معرفی کنن. صداقت یعنی اینکه یادشون نره که پروژه ی IRD و اوری دی ایران جدای از هم نیستن و 4 نفر از 5نفر اعضای گروه توی پروژه ی IRD فعالیت دارن. صداقت یعنی اگه می خوای برای خودت هویت درست کنی از دیوار دیگران نباید بری بالا اگه رفتی با شجاعت عذرخواهی کنی و سرتو بندازی پایین به زندگیت ادامه بدی و تلاش کنی که دیگه اشنباه نکنی. و عمق فاجعه آنجاست که شما فکر می کنید ما داریم قضیه را سخت میگیریم.
مرتضی کبه نظر می رسه شما خیلی پیگیر پروژه های اوری دی نیستید. بسیاری از اوری دی ها با دات و آندرلاین کار می کنند مثل روسیه و ترکیه چون کسی به هر دلیلی اکانتی رو با نام کامل ثبت کرده و بی استفاده رها کرده.
رضاضمنا در قرن بیست و یکم زندگی می کنیم دوست عزیز! به لطف ابزارهای ارتباط جمعی برای همکاری بین المللی دیگر نیازی به حضور فیزیکی نیست.
همانطور که عرض کردم اگر دید منصفی باشد، با مقایسه حرف های دو طرف مجادله می شود نتیجه روشنی گرفت اما اگر پای اغراض شخصی در میان باشد همان داستان میخ آهنین است و سنگ.
آقا یا خانوم س
مرتضی کشما هم یادت باشه که ما کامنت نویسای متعصب همه جا حضور داریم. چرا که مثل نسل قبل تن به نوچه پروری نمی دهیم و هرجا که احساس کنیم، حضور به عمل می رسونیم و مهمترین ویژگیمونم اینه قبل از اینکه کاری بکنیم خوب فکر میکنیم و ادای فکر کردن در نمیاریم. حسین فاطمی و بچه هاش تاریخ مصرفشونو روی پیشونی هاشون نوشتن
پس احتیاجی به مخالفت های دیگران ندارن.
شما هم مثل آنها از حقیقت خود می ترسی و این ترس باعث شده که جرات این را پیدا نکنی که حتی خودت را درست معرفی کنی. پس بهتر قبل از اینکه بخوایم حرفی بزنیم فکر کنیم.
رضای عزیز
مرتضی کنه، حقیقتش پروژه ی اوری دی ایران برایم جذاب نیست تا پیگیرش شوم چرا که همانند خبرگزاری های داخلی کار می کند. حال آن ها آنطرف خط قرمز ایستاده اند و حسین فاطمی و بچه هاش اینطرف خط قرمز برای من تفاوتی نیست حتی الان که نمایشگاه گذاشته اند کارها گویا است.
ما در ایران زندگی میکنیم و همگی خوب شرایط را میدانیم ، من گمان نکنم حرف شما درست باشد (که این گروه با توجه به اینکه قرن 21 زندگی میکنیم و در قرن بیست و یکم به لطف ابزارهای ارتباط جمعی برای همکاری بین المللی دیگر نیازی به حضور فیزیکی نیست، دوست عزیز) چرا که در پروژه ی IRD من تا آنجا که خبر دارم نه تنها حسین فاطمی بلکه بچه هایش هم نتوانستن ارتباطی در شهر استانبول که همین بغل است برقرار کنن و این رامین طلایی بود که با توجه به روابط و ضوابطی که با دوستان خود در بخش بین الملل داشت توانست هماهنگی های لازم را انجام بدهد.
میخ در دستان ما و سنگ در دستان شما، با علم اینکه اگر سنگ را بر روی میخ اهنی بزنی خورد می شود و دیگر سنگ نیست. می توانی سنگ را بر سر بنده ی حقیر بزنی و بروی به دیگران بگویی میخ اهنی را با سنگ کوبییدم و منم قول میدهم به کسی چیزی نگویم.
متاسفانه در این جوابیه تناقضاتی وجود دارد که من فکر میکنم خود نیازمند جوابیه مجددی است . داستان ایمیلی که به ایمیل بک آپ آقای علی کاوه آمده در صورتی که نباید این اتفاق می افتاده چون ایشان اذعان داشته از جایی به بعد با اکانت آقای طلایی فعالیت کرده اند... و سایر موارد که کم هم نیست ... من فکر نمیکنم که آقای طلایی بدون مدرک مستدل آغازگر چنین مصاحبه ای باشند ... و اما قضیه IRD که توضیح صحیحی از آن هنوز ارائه نشد که کافی و روشن باشد من از سایت عکس خانه تقاضا دارم به جای جوابیه های پر از ابهام و طولانی که تنها ذهن را خسته و منفک از اصل ماجرا میکند به جواب نکات کلیدی بپردازد .... چنین اتفاقاتی فاجعه جامعه هنری است ...
پرنیانبه کامنتهای افرد مختلف زیر مطالب تمام صفحات مجازی که نگاه میکنی اکثرشون بدون اینکه حتی درست نوشته رو بخونن سریع اظهارنظر میکنن! اینجا نوشته شده آی دی اکانت آزاد شد که مفصلش ینی آن حساب کاربری از اینستاگرام حذف شد و حساب کاربری آندرلاین تونست اسمش رو تصحیح کنه!! اگر با اکانت آقای طلایی کار کرده بودن که عکسهای قبلی رو نمیتونستن شیفت بدن تو این اکانت!!
میثاق نجفیبعد چرا اینجا اسمها انقدر مبهمه؟ آدم شک میکنه نویسنده چند تا از کامنتها یه نفر باشه!!
آقا مرتضی یا رومی رومی یا زنگی زنگی!
رضااگر مثل من علاقه مند و پیگیر اوری دی ها نیستید که کل این ماجرا چه جذابیتی براتون داره؟ اگر هم عکاس و دغدغه مند این صنفید خب اسم و فامیل کاملتون رو بذارید و به جای متهم کردن اشخاص، از زبان شخصیت حقیقتان دغدغه تان را با همکارانتان در میان بگذارید تا انشاالله فرجی بشه و مشت به قول شما دروغ گویان باز بشه و شرشان از سر جامعه عکاسی کم! اینطوری یک بام و دو هوا و من خبر دارم و شما ندارید که نمی شود برادر من. آدم خدای نکرده خیال می کند پای مشکل شخصی ای وسط باشد.
رضای عزیز ، من کامنت های زیادی در این سایت با نام خودم (مرتضی کاشانی) گذاشتم والان هم ابایی از گفتن نام خانوادگیم ندارم. اما سفسطه کردن در زندگی آسان است دوست عزیز.
مرتضی کگفتم که جریان اوری دی ایران صرفن برایم جذاب نیست. پس بهتر است یک بام و دو هوا در فضا نایستید و بنشینید. بدونید علی رغم اینکه شما و دوستانتان در تیم مدیریتی اوری دی ایران و IRD سعی بر این دارید که نشان دهید مشکل شخصی ای وسط است بگم که ذهی خیال باطل هیچ مشکل شخصی پایش درمیان نیست. lh خوب میدانیم که حسین فاطمی و بچه هایش چگونه پا روی دیگران می گذارن تا قدشون به آینه برسه و هویت پوشالی خودشونو توی آینه تماشا کنن. با خواندن جوابیه تیم اوری دی ایران متوجه میشیم که علی رغم تمام جریانات حرفی برای گفتن نداشتن و صرفن جهت خالی نبودن عریضه مطلب طنزی را منتشر کردن و هرچه هست وسط گود ریخته شده نه اعتمادی باقی مانده نه انسانیت.
دوسدارم فامیل شما را هم بدانم که اگر جایی با هم برخورد داشتیم بتونیم بیشتر در مورد روزگار و رومی بودن و زنگی بودنش صحبت کنیم.
پس شما نه علاقه مند به اوری دی ها هستید و نه گویا عکاس و فعال دغدغه مند این حوزه. فکر نمی کنم دیگه لازم به گفتن حرف بیشتری باشه.
رضاآقای مرتضی کاشانی شما مدرک تحصیلیتون چیه و چه سوابقی دارین که اومدین از طرف صنف عکاسان اینجا نظر میدین و خودتون دارین جر میدین , میشه سوابقتون بگین تا ما شماروبیشتر بشناسیم
امیرامیر جان من به اندازه ی خودم سواد و مدرک تحصیلی جمع آوری کرده ام که نظرمو در ارتباط با عکاسی بدم شما هم مثل دوستتان رضا (که نمی دانم ترسش از گفتن نام خانوادگیش چه بود) سفسطه و مغلطه را در دست گرفته اید. من با هر سواد و مدرکی ظرفیت بحث کردن را در خودم بالا بردم شما هم ابتدا با هر سواد و مدرکی روی این بخش از خودتون کار کنید بعد من با جون و دل از سوابقم میگویم شما هم از سوابقتان بگویید تا بیشتر اشنا شویم من تشنه ی یادگیری هستم.
مرتضی کشما بر اساس کدام مدرک یا سواد فرهنگی و زیستی یاد گرفته ای که ادب را در بحث کردن فاکتور بگیری. البته بیشتر از این از بچه های فاطمی انتظار نمیره.
من خودمو نماینده ی خودم میدونم. من از مشاهداتم گفتم شما هم اگر مشاهده ای داری بیا و از گفته هات برایمان بگو.
سایت عکسخانه این فضا را محیا کرده که بیای و نظرت را بدهی این دیگر به شهامت شما بر می گردد که چه نظری بدی.
من متوجه اين موضوع نمي شم كه به بقيه دوستان چه ربطي داره پروژه ي "سفر به داخل" و آي آر دي و پانوس و موضوعات داخلي اون پروژه. اوري دي ايران چه ربطي به اي ار دي داشته؟ اينكه اعضاي اون پروژه از اي ار دي پول گرفتن يا پانوس يا هرجايي به آژانس عكس پانوس مربوط هست و اقاي فاطمي. لازم به ذكر است كه اژانس پانوس انقدرها بي قانون نيست كه الان دوستان با كامنت هاشون اونو زير سوال ببرن و اين دايي مردك بازي هاي جامعه ي هنري ايران مختص ماست. اون مصاحبه از جانب جناب طلايي واقعا عجيب بود .اقاي طلايي كشتي ِجامعه ي ايراني به اندازه كافي سوراخ هست . شما كيلومترها دورتر از ما اين كشتي را موردعنايت قرار نده.
نگين كيانيتا حالا بحث سر اوري دي ايران بود الان با اين بيانيه دوستان مدافع اون پروژه شدن.
پيش گرفتن اين سياست كه مثلا با ان مصاحبه حسين فاطمي يا پروژه ي "سفر به داخل" يا علي كاوه يا اوري دي ايران را در اذهان عمومي لكه دار شود سياست زيبايي نيست چرا كه اساساً به قول شاملو: "اهل سياست به قداست زندگي نمي انديشد"
به قداست زندگي بيانديشيم
ادبيات اين آقاى مرتضى ك خيلى شبيه به آقاى مرتضى س است!
حسن آقاچه چیزی خاطر شمارو آزرده کرده که اینجوری به تکاپوی درون گروهی افتاده اید. خنده دار است این واکنش. با فرافکنی که بچه های حسین فاطمی با نام های مستعار از خودشون نشون دادن شخصیت اصلی این دوستان برای من کاملن مشخص شد(البته در یک مورد خانوم نگین کیانی این شهامت را از خود نشان داد و جای شکرش باقیست).تا به امروز اگر شکی در شناخت بود، بواسطه شنیده های دوستان بود. امروز خودم تجربه کردم ، که چقدر آدم های ترسویی هستید.
مرتضی کحسن آقا را حقیقتن درک نکردم که لپ کلامش در چی بود امیدوارم اون هم روزی شجاعت این را پیدا کند که حرفش را بزند.
دوستان خواهشن از بحث های حاشیه ای پرهیز کنید. اگر خواهان رسیدن حق به حقدار هستید، جدای از این که حق رو با چه کسی می دونید، متوجه باشید که کارکرد چنین صحبت هایی تنها گل آلود کردن آب هست. لطفا بجای تمرکز روی بک گراند یا گرایش یا انگیزه گوینده جمله، روی محتوای جمله متمرکز بشید. این که فامیلی یا مدرک گوینده چیه نه چیزی به حقیقت جمله اضافه می کنه نه کم. پس لطفا نه وارد این بحثا بشین نه اجازه بدین دیگران شما رو به چنین بحثایی بکشونن.
دوباره احمداما دوباره آی آر دی؛ سرکار خانم کیانی کسی پروژه رو زیر سوال نبرده، تنها راجع بهش صحبت شده. اگر نقدی هم هست به هیچ وجه متوجه عکاسها و کیفیت فنی پروژه نیست. من شخصا هیچ جا ندیدم کسی از یکی از عکاسای این پروژه اسم برده باشه، و اگر بعدن هم کسی چنین کاری بکنه حتمن همه بهش توضیح میدن که موضوع این صفحه چیز دیگه ایه! پس لطفا آروم باشید و اجازه بدید بحث پیش بره. من تصور می کنم شما بهتر از من متوجه ارتباط این دو پروژه هستید، اما برای بقیه دوستانی که نمی دونن توضیح میدم: آقای فاطمی نماینده پانوس و مجری اصلی پروژه بوده، آقای کاوه هماهنگ کننده تیم عکاسی در داخل ایران، آقای علی تاجیک یکی از عکاسای پروژه، خانم کرد کریمی مترجم استیتمنت ها و کپشن ها، و اگر برگردیم به یک سال وچند ماه قبل آقای طلایی هم مربی کارگاه آموزشی این پروژه بوده. پس در زمان انجام پروژه 5 نفر از 7 نفر اعضای وقت پروژه اوری دی تو پروژه آی آر دی نقش اجرایی داشتن (آقای مرتضی چجوری حساب کردی؟). من برداشتم از این ترکیب اینه که تیم اوری دی دارن پروژه ی آی آر دی رو اجرا می کنن.
احمد***********
حالا چرا آقای طلایی خواستن روی این ارتباط تاکید کنن (مسئله مجهول شماره 2!)؟ مسلمن خودشون باید توضیح بدن، اما برداشت من اینه که ایشون با بعضی از اعضای تیم اوری دی به مشکل بر خوردن و خواستن توضیح بدن با همین افراد (نه عضوی!!) در پروژه ی دیگه ای هم همکاری کردن و اونجا هم با مشکلاتی از جنس عدم صداقت برخورد کردن، همین! اما حالا که لباس تنمه اجازه بدین مسئله مجهول شماره 1 (ارتباط زمانی مصاحبه و نمایشگاه) رو هم حل کنم! باز هم به عقیده من آقای طلایی با وجود تمام مشکلاتی که با اعضای تیم اوری دی داره، قلبن این افراد رو دوست داره و هنوز به پروژه وفاداره! لذاست که جوری زمانبندی کرده که فرصتی در اختیار اعضای تیم قرار بگیره تا بتونن بدون پرداخت یک ریال، اون هم توی یه بحث داغ، زمان برگزاری نمایشگاه اوری دی ایران و کروکی محل گالری رو منتشر کنن! دی: خانم کیانی به عقیده من شما هم مطرح شدن نام پروژه ی "سفری به درون" رو به فال نیک بگیرید و از همین تکنیک استفاده کنید. اگر از کسی روش نمیشه من کروکی میکشم: http://www.ajourneyinside.com
دوستان عزيز اگر ما توي پروژي ي سفر به داخل بودديم ودر جريانيم پروژه از آژانس عكس پانوس بوده و ما با اژانس پانوس در ارتباط بوديم نه آي ار دي.حالا شما زياد جوش اي ار دي رو نزن .اين پروژه از پانوس بوده و تمام.شما الكي شلوغش نكنين.شما هم يقيننا از بچه هاي داخلي بودين كه در جريان كامل هستي و به ادبيات بچه ها مشرفي.در جريان باش كه آدم با كارش ميره بالا.حالا اين داستان ها و من خوبم اون بده ها كاري از پيش نميره.الانم كه مي فرماييد بچه هاي تيم حسين فاطمي با نامهاي ديگه كامنت ميذارن بايدعرض كنم كه انقدري آبرو داريم و سرمون بالا هست كه به اسامي احمد فلان و مرتضي ك و .... كامنت نذاريم.
نگين كيانيكروكي بكشيد، الكي داستان رو پيچيده كنيد، اوري دي ايران و پانوس و (اي ار دي حتي !) و همه رو قاطي كنين تا سروصدا كنيد.اما اينا راهش نيست برادر .اميدوارم به زودي دوستان ديگه هم به جاي وقت تلف كردن برن سر كارهاشون.
پيشنهاد ميكنم كتاب هاي نقد عكس، درك عكس و نقد ادبي رو مطالعه كنين تا بدونين اين رفتار پُپُليستي و احمدي نژادوار بگم بگم ها در خور انسان معاصر نيست. و هر چيزي كه به ذهن ادم برسه سريعا در يك فضاي عمومي نبايد تايپ بشه.
اگر با دليل و منطق حرفي داريد بزنيد.اگر نه سكوت گزينه ي روي ميز شماست.حرف زدن با اسامي غير حقيقي خود گواه است.همان به كه مستتر بماني.
به نام خداوند مهربان
مرتضی سورانیسلام حسن آقا،
قطعن اگه اسم و فامیلت را می گفتی هم وجه بهتری پیدا می کردهم من خودم باهات تماس می گرفتم و راحت تر می توانستم به درد دلت گوش کنم. اما چه کنم که از شما بیشتر از این انتظار نیست و درکت از زندگی در همین سطح است.
نه! برادر یا خواهر عزیز من اعتماد کامل را به خود دارم که با قدرت بتونم روی خودم کنترل لازم را داشته باشم و سرمو بندازم پایین و برای پیشبرد هدف هایم فقط به خودم اتکا کنم و تلاشم قدرتمند ترین ابزار برای رسیدن به هدفم باشه نه چیز دیگری...
این روزها پیغام زیادی از جانب دوستانتان و صد البته از جانب استادتان بهم رسید آن ها هم همانند شما دچار شبه شده بودن و صحبت از نان و نمک و نشکستن نمکدان کردند.
اما خیالتان راحت هرچند که همه ی ما قصه را از بریم و اما اگر قرار شد نظری در این خصوص بدم شما را در جریان میزارم که فعلن ترجیحم اینه نظرمو برای خودم نگه دارم و بهتر می بینم که سرمو بندازم پایین و زندگی خودمو ادامه بدم و تمام اشتباهاتم را بپذیرم تا دیگر تکرار نشود.
روز خوش
به عنوان یک مخاطب باید بگویم که از جوابیه تیم اوریدیایران قانع نشدم. انتشار چارت سازمانی و چند اسکرینشات٬ حق ایجادکننده و بیانگذار صفحه اوریدیایران( رامین طلایی) را زیرسوال نمیبرد.
داوود موسویبا توجه به شناخت اندکی که از رامین طلایی دارم٬ فرستادن ایمیلی (که در جوابیه منتشر شده There is NO such a thing as an Everyday Iran Board!) بدون ایمیلهای قبلی قابل فهم نیست.
این موضوع کلاف پیچیدهای است و بدون دانستن همه گوشه های آن نمیتوان قضاوت کرد.
متاسفانه جوابیه اوری دی ایران پر ضد و نقیض است و با توجه به شناخت بیش و کمی که به واسطه ی پروژه ی پانوس از دوستان دارم پیشنهاد می کنم به جای حاشیه سازی ادله ی محکمه پسند ارایه کنند و به راحتی نکات شبه انگیز را پاسخ بدن.
بها را اصلانیکاش دوستانی که نظر مطرح کردند آنقدر شهامت و اطمینان داشتن که با نام خودشون نظرها رو بنویسن و نه با اسامی مستعار و اختصاری.
مختار حسین زادهمن نميفهم پانوس اين وسط چكاره هست ؟
فرهاديه نفر (فاطمي) رفته يه درخواستي كرده از يك كمپاني امريكايي و اونا هم گفتن با اسم جايي بيا پول رو بگير اين بابا هم رفته به پانوس گفته پانوس هم كه نياز مالي داره قبول كرده مبلغي رو بگيره و اسم خودش رو بزاره كه اين بنده خدا به پول برسه
إژانس عكس پانوس هم مثل صد ها اژانس كوچك دنيا كه تلاش ميكنن خرج اجاره اپارتمان ٩٠ متري لندن و ٤ تا كارمندش رو از همين طريق ها در بياره و اصولا جزو اژانسهاي معتبر محسوب نميشه
بطور مثال برخي از اعضاي اصلي اين اژانس حتي اسم پانوس رو كنار اسم خودشون نميزنن
البته بعضي از عكاسان نت وركشون هم جار ميزنن
وقتی ادبیات جامعه هنری ما این است چه انتظار از دیگر مردم...
محسن زارعوقتی در گفتارمان منطق وجود ندارد چطور حق را تشخیص بدهیم؟!!
با دوتا مصاحبه بدون سند حق را پایمال می کنیم
کار سایت عکسخانه در انتشار این 2مصاحبه غیر حرفه ای بود.
سرکار خانم کیانی، IRD تنها یه اسمه برای اشاره به پروژه، من اصراری بر استفاده از این اسم ندارم، از این به بعد می تونیم بگیم پانوس... من متوجه اصرار شما بر خارج کردن بحث از موضوع نمیشم. من دارم راجع به "متن" صحبت می کنم، ولی شما دارید راجع به "من" صحبت می کنید! شما یک بار دیگه کامنت های من رو بخونید، حتی یک مورد قضاوت در مورد شخصیت افراد به نحوی که شما انجام میدید رو پیدا نخواهید کرد. من حتی جایی قضاوت در مورد اینکه حق با کی هست هم نکردم، تمام صحبت ها من یا اشاره به واقعیات پروژه داشته [که شما هم به نوعی تعییدشون کردید]، یا برداشت شخصی خودم از دو متن (مصاحبه و جوابیه). بعد کدوم بگم بگم؟ ما که داریم میگیم! پیشنهاد شما چیه؟ اینکه کشش ندهیم؟! در مورد اون فرمایشتون هم قبلا عرض کردم، من حتی عکاس هم نیستم...
احمد*****
جناب حسین زاده، به تصور من هدف این بحث سنجش شهامت افراد نیست. یک اختلافی بین چند نفر بوجود اومده و افراد دارن از زاویه نگاه خودشون کمک به حل موضوع می کنن، من تصور می کنم مشخص کردن ارتباط خودم به موضوع نه تنها کمکی نمی کنه بلکه اختلافات جدیدی بوجود میاره، چون همونطور که توی کامنت ها می بینید تمایل دوستان به بحث بر روی ارتباطات و شخصیت افراد نسبت به روشن شدن موضوع بیشتره. شاید بقیه هم برای خودشون دلایلی داشته باشن. ضمن اینکه استفاده از nickname توی فضای مجازی یه امر رایج و پذیرفته شدس.
*****
فرهاد خان، قبلا هم عرض کردم، در مقطعی IRD از ادامه پروژه کناره گیری کرده، تا جایی که خاطرم هست دوستان می گفتن رابط اون سازمان اصرار داشته که پیشرفت پروژه باید بر اساس زمانبندی از پیش تعیین شده ای باشه و چون پروژه خیلی عقب تر بوده IRD کنار میکشه و پروژه در معرض متوقف شدن بوده. بعد از اون پانوس به تنهایی پشتیبانی مالی پروژه رو به عهده میگیره. شما اگر جایی پوستر های نمایشگاه رو پیدا کنید می بینید که لوگوی پانوس و اوری دی ایران هست ولی اسمی از IRD نیست. ضمن اینکه پانوس یا آی آر دی ربطی به اختلاف دوستان ندارن. اختلاف اینها در همکاری بین خودشون هست ...
*****
آقای زارع، در مورد ادبیات بعضی دوستان و بعضی صحبت ها بدون منطق من هم با شما همدردم. اما شخصن به عنوان کسی که واقعا نمی دونم حق با کی هست، فکر می کنم این گونه بحث ها و تلاش ها در نهایت به عیان شدن حق کمک می کنه نه پایمال شدنش، هرچند احتمال شکست هم هست و شاید هیچ وقت ما رو به واقعیت نرسونه. این کارکرد خبرنگار و رسانه سالهاست که در جامعه ما محدود شده و شاید به همین خاطره که بعضی از ما تنها منتظریم تا مجری برنامه خبر بیاد و رای دادگاه رو برامون بخونه...
سلام
حسن شيرالىتوضيحات تيم نكات مبهمى نداره ، تنها نكته مبهم اينه كه چ طورى موفقيت يه تيم از عكاساى ايرانى تو دنيا براى يه عده تلخه !؟
بيشتر از اين كه استنادى كنين به حرفاى طلايى يا رد حرفاى تيم اورى دى ايران ، به دشمنى واضحتون با حسين فاطمى ميپردازين ! خب هميشه همين بوده ، قطارى كه راه نميره رو سنگ نميزنن ، الان فرهاد بى فاميل نوشته آژانس كوچيك پانوس به پول نياز داشته )) يا بچه هاى فاطمى ادبشون اينه و انتظارى ازشون نميره بچه هاى فاطمى امير بى نام و نشانه ؟ چقدر خنده داره كه مرتضى ك يا همون س از ده تا جملش يازده تاش حسين فاطمى بده حسين فاطمى اخِ ست !
خسته نباشيد ميگم به همه منتقداى منصف
ما كه چيزي نفهميديم از اين جوابيه ايكاش بيشتر توضيح ميداديدو اينكه خودتون توضيح داديد حق با اقاي طلايي است
محسن ممتازحسن اقا در رابطه با كامنت ها بايد بگم
من هم اول ديدم همه به اقاي فاطمي پريدن از چند عكاس ايراني در شانرهاي مختلف و موفق در مورد ايشون پرسيدم
متاسفانه ايشون بسيار بسيار بدنام هستند واگرنه ايران پر است از ادمهاي موفق كه قطارشان با سرعت زياد پيش ميره و كسي هم به ان سنگ نميزنه
از قديم گفتند تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيزها
و يا كرم درخت از خود درخت هست
با سلام به تمام دوستان
نادیناگر دوستان با کمی دقت جوابیه داده شده رو با مصاحبه آقای طلایی مقایسه می کردند البته بدون نگاه جانبدارانه و مقرضانه مسلم به جواب و حقانیت پاسخ داده شده می رسیدند.
کاش فرهنگ ما توانایی آموختن روش صحبت کردن درست و برخورد محترمانه رو داشت!!! تا شاهد چنین گفتار های ناشایستی رو از برخی اهالی هفنر و فرهنگ نبودیم...!
در پایان یک توضیح کوتاه میدم در مورد اکانت در اینستاگرام، اگر اکانتی پاک بشه شما توانایی ثبت اکانت قبلی خودتون رو با نام اکانت حذف شده دارید و عکس هایی که تا اون روز منتشر کرده بودید در اون صفحه باقی می مونه و البته ایمیل پشتیبان هم همون ایمیل اول
آقای طلایی اکانت اوری دی رو پاک کردن و اکانت قبلی که آقای کاوه ثبت کرده بودند نام جدید رو اختیار کنه با همون ایمیل پشتیبان قبلی این مطلب بسیار شفاف و نیاز به توضیح نیست!
کاش آقای سیوا شهباز به جای یک شنوده از یک سوی ماجرا بعد از این مصاحبه با آقایان دیگه دخیل در این ماجرا صحبت می کردند و با اطلاع دقیق تر پیگیر نشر مصاحبه میشدند... حفظ اخلاق فقط پاسخ جواب سلام یک نفر یا لبخند برای خداحافظی نیست ...!!!!!!!!!!