akskhaneh

رؤیت‌پذیری و عکاسی

0
Completed
projects
0
Sutisfied
customers
akskhaneh

رؤیت‌پذیری و عکاسی

در شهر کورها
جان تگ / ترجمه‌ی مهدی حبیب‌زاده

آلبرشت دورِر با چنین دستورالعمل‌های دقیقی، سوزنش راــ‌سوزنی «بزرگ» با «سوراخی گشاد» مخصوص به خودش‌ــ‌به درون اندام تپنده‌ی بینایی با آن اشتهای لبریز و بی‌پایانش برای نور فرو کرده و یک دریچه‌ی چشمی ایجاد می‌کند. صحنه‌ای که دورِر توصیف کرده به ۵۰۰ سال پیش از لوئیس بونوئل برمی‌گردد، اما در اینجا به‌طرز معجزه‌واری آن زلالیه‌ی لزج و چسبناک چشم بیرون نمی‌زند. دورر در نثر خشک اما شفاف و روشنش دارد طرز ساخت یک ماشین را توصیف می‌کند: یک ماشین تصویرسازی. دستورالعمل‌هایش به‌قدر کافی سهل‌وآسان هستند. حتی یک شخص کور هم می‌تواند انجامش دهد. ولی واقعاً به چه معنا می‌توان تصور کرد که یک سوزن، بزرگ یا کوچک، بتواند نشان‌دهنده‌ی «نقطه‌ی دیدن» باشد؟ این نکته‌ای چندان جزئی و کم‌اهمیت نیست. انگاره‌ی امر «نادیده» در میدان امور بصری از چیزی سهوی و دیده‌نشده، چیزی مغفول‌مانده، ملاحظه‌نشده و حتی سرکوب‌شده خبر می‌دهد، چیزی که در پیرامون بینایی و در حواشی میدان بصری جای دارد. اما اگر دست‌آخر معلوم شود که خودِ تکنولوژی تولید امر بصری، یک ماشین برای ندیدن است چه؟ ماشینی که بنا به یکی از ملاحظات ژاک لکان «ربطی به نفسِ بینایی» ندارد، بلکه تا حد زیادی مرتبط با تسخیر است.

🡐🡒
akskhaneh

آرشیو و عکاسی

0
Completed
projects
0
Sutisfied
customers
akskhaneh

آرشیو و عکاسی

🡐🡒
akskhaneh

مستندنگاری
از درون

0
Completed
projects
0
Sutisfied
customers
akskhaneh

مستندنگاری از درون

🡐🡒